ديشب حاج سعيد اومده بود ديروز امروز فردا
بعد از مدتها بالاخره يكي حرف دل ما رو زد . بعد از بيش يك هفته سر و كله زدن با يه عده ضد ولايت اينقدر با حرفهاش حال ميكردم كه دلم ميخواست اشك بريزم .
اگه شهيد شده بود شايد مثل همت و باكري و موسي صدر و بهشتي و.... تا الان مصادره ش كرده بودند !
اين هفته داشتم مدام فكر ميكردم اگر همه ميفهميدند ولايت فقيه يعني چي ، كسي دشمن اين اصل نبود .مدام فكر مي كردم كه چرا ! دشمني با اين تفكر تا اين حد ؟ چرا ؟
ديشب حاج سعيد گفت زندگي با اين تفكر ، با تفكر امام ، با تفكر ولايت ، دردسرهايي دارد كه هركسي مردش نيست !
آره خيلي ها مرد اين چيز ها نيستند ، خيلي ها از امام من ميترسند .خيلي ها ازامام فقط اسمش را ميخواهند براي به رخ كشيدن خودشان و رابطه شان با اين مرد بزرگ ! از نوه گرفته تا مريد و نخست وزير
امام فقط تا جايي خوب است كه نامش دردي از ما دوا بكند و دست هاي خالي ما را حداقل براي كساني كه راحت گول ميخورند پر نشان دهد . اگر جلو تر برود كه ديگر امام خوبي نيست ! يعني چي كه بيست سال پيش يه حرف هايي بزند كه انگار براي امروز زده است !
حاج سعيد راست ميگفت امام فقط تا جايي خوب است كه با رژيم جنگيد و حكومت درست كرد ! حالا ديگر ما خودمان ميدانيم بايد چه كار كرد . مگر نظريه پردازان اصلاح طلب مرده اند كه ما حرف امام را گوش كنيم ؟
آهه كه چه دردي ميكشيم ، چه رنجي ميبريم از بي بصيرتي ! از خود باختگي ، چه رنجي ميبريم از كلمه ي آزادي و از كلمه ي دموكراسي كي باورش ميشه اين كلمه ها سرچشمه بزرگترين رنج هاي نوع بشر باشند ؟
اگر امام ولايت مطلقه فقيه را تعريف و تئوريزه كند زشت است . اما اگر بگوئيم حضرت جان لاك فرمود درهر نظام سياسي يك مقام با اختيارات ويژه لازم است ، متمدن و روشن فكر خواهيم بود .
چه رنجي ميبريم از دموكراسي ! چه دردي ميكشيم از ندانستن معني كلمه ها .
چه رنجي ميبرم از آنانكه آزادي طلب ميكنند از من ، آنان كه آزادي را در هوسراني ميدانند . چه دردي ميكشم ، كسي كه تا كنون يك اصل از قانون اساسي را نخوانده و با افتخاري حماقت وار اعلام ميكند من اين قانون را قبول ندارم ! چنين آدمي من را متحجر ميداند . خودش را دموكرات معرفي ميكند و اعتراضش را مدني ميداند ! آييييييييي چه رنجي دارد معني كردن مدنيت براي كسي كه گمان ميكند بيش از من ميداند .
چقدر سخت است ترجمه كلمه ولايت فقيه براي آنكه ادعاي مسلماني دارد و بويي از آن نبرده است . براي آنكه ادعاي مسلماني دارد و ميگويد مگر من عقلم ناقص است كه از كسي تقليد كنم ! چه دردي ميكشم وقتي ميگويم اگر عقلت ناقص نيست پس چرا مسلماني !؟
آه كه چه دردي كشيدم امسال ، نه از ناسزا ها نه ، از اين ها نه ، از حماقت دوستانم رنج بردم .
محرم و صفر امسال هم رو به پايان است .امسال با هر سال فرق داشت . زمين و زمان حال ديگري داشت . شك ندارم كه امام زمانم حال ديگري داشت . مطمئنم اوني كه بايد ميبودم نبودم . اما دستم را بگير. ....يك لحظه تنهايم نگذار كه همان يك لحظه براي تباهي من تا ابديت كافيست ...از من نا اميد نشو ... هيچوقت .... اون لبخند رو از من نگير .... به من ببخش لحظه ي آخرم را به حرمت يك عمر رفاقت .....
اللهم عجل لوليك الفرج