آخرین نوشته ها

  • عبور

  •       دوستان

  • آجی خانوم
  • حاجی
  • یک وحید
  • دفتر دفترخاطرات
  • مهدی 206
  • شاعرانه های آه دم
  • پیام گل سرخ
  • صدرا یک مجاهد
  • مرکز شهید آوینی
  • ساقي ميكده
  • آب و شراب
  • عوالم خيال مهدي
  • لبیک
  • آرشیو

    سهم من

    یک آسمان ستاره
    این تک ستاره ها
    جایی روانه بود
    شاید که عابری با مشتی از بلور
    شاید ترانه وار ، شاید به تازگی
    از دل گذشته بود
    شاید رسد به من
    بازم صدای عشق ...
    شاید ترانه ای ...یا مشتی از بلور...
    شاید که سهم من یک جاده است و بس
    شاید فقط عبور...
    یک جاده از سکوت
    دردی همیشگی
    شاید جدا ز نور
    بیراه ای عمیق
    دشتی که جای گل
    پر شد ز خارو تیغ
    شاید نگاه تو ، یک دم صدای تو
    آری ، برای تو
    دنیا برای من یک جاده است و بس
    شاید جدا ز نور اما برای نور !

    *******
    عبور

    خوب میدانم جای من این جا نیست
    گرچه از خاکم من
    این زمین راه من است
    آنجا که دریا میشود
    آنجا که راهی از زمین تا آسمان وا میشود
    آنجا که دریا آتشی با دل به جانش میخرد
    آنجا که حق خورشید را تا عمق دریا میبرد
    حالا دگر شهری سکوت
    مردان خسته از هبوط
    غرق سیاهی میشوند
    با قصه ی بود و نبود
    من غرق دریا میشوم
    آن دم که بام آسمان
    از نور آذین میشود
    دستم به دست آسمان
    یک چشمه از نورانیت
    آنجا محیا میشود
    باز خوب میفهمم
    جای من این جا نیست
    گرچه از خاکم من
    این زمین راه من است
    آنجا که دریا میشود
    آنجا که خورشید اوج را
    تا سطح دریا میبرد .

    + نوشته شده در  September 19, 2007 1:46 PM  توسط حمیده | نظرات (19)