آخرین نوشته ها

  • والعصر

  • ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم

  •       دوستان

  • آجی خانوم
  • حاجی
  • یک وحید
  • دفتر دفترخاطرات
  • مهدی 206
  • شاعرانه های آه دم
  • پیام گل سرخ
  • صدرا یک مجاهد
  • مرکز شهید آوینی
  • ساقي ميكده
  • آب و شراب
  • عوالم خيال مهدي
  • لبیک
  • آرشیو

    چند روز پیش داشتم به این فکر میکردم به این که من حق را با چه چیزی میسنجم روش من برای سنجش حق این سخن از حضرت رسول هست که علی با حق است و حق با علی ! کلی فکر کردم تقریبا یک شب تا صبح ، فهمیدم که خوارج وقتی به وجود آمد که خیلی ها این حدیث را فراموش کردند ! قرآن وقتی سر نیزه ها رفت که مردم این حدیث را از یاد بردند ! وقتی مردم علی را بی نماز و بی دین و ضد دین تعریف کردند که فراموش کردند ، علی یعنی خود دین ! اصلا هرجا علی هست دین هم همان جا ست علی قرآن ناطق ، دیگر قرآن سر نیزه معنی ندارد ، میشود یه تکه کاغذ و کمی مرکب ،علی تمام وجودش یعنی نماز ، علی تمام وجودش یعنی حق مردم فراموش کردند هر جا دو راهی بود سر حق و باطل ، باید حق را با علی بسنجند یادشان رفت علی خود حقیقت است ، حقیقت زنده ....
    حالا شده حکایت مردم ما دارند به ولی فقیه درس میدهند ! میگویند از حق جدا شده ای ! شما فراموش کرده اید ولایت فقیه یعنی چه یادتان رفته است ولایت فقیه را خود امام زمان پایه گذاری کردند یادتان رفته است امام زمان تنها به کسی اجازه میدهد منصب رهبری و ولایت فقیه را داشته باشد که مورد تائید خودش باشد. حتی یادتان رفته است که باید از مراجع خودتان پیروی کنید ! شاید ... امروز خیلی ها خیلی چیزها را فراموش کرده اند امروز خیلی ها گمان میکنند راه امام را میروند اما کسی سوال نمیکند چرا دشمنان امام خوشحالند ؟ امروز خیلی ها گمان میکنند که راه شهدا را میروند و کسی سوال نمیکند چرا اصل ولایت فقیه که در تمام وصیت نامه های شهدا هست زیر پا گذاشته میشود ؟ امروز خیلی ها در دوراهی حق و باطل اشتباه میروند
    آره ، الان تقریبا مطمئنم من حق رو با رهبرم میسنجم ! من تو این دنیا از رهبر خودم و از حرف هاش یک چارچوب میسازم به نام حقیقت ! بعد در همه ی زندگیم و در مقابل همه ی آدم ها از این چارچوب استفاده میکنم اگر در این چارچوب جا گرفت میشود حق ، اگر نه دیگر حق نیست حتی اگر قرآن سر نیزه باشد ، حتی اگر همسر شهید باشد ، حتی اگه شال سبز و پیراهن سیاه امام حسین باشد من نمی خواهم اشتباه تاریخی مردم صدر اسلام را تکرار کنم . من نمی خواهم استخوانی باشم لای زخم
    حالااسمش هرچه باشد باشد ، مهم نیست ، ذوب شده در ولایت فقیه ، بی عقلی ، تحجر ، بی سوادی ، کوری ، بلاهت یا هر اسم دیگری ، واقعا مهم نیست
    من مطمئنم
    اللهم عجل لولیک الفرج

    + نوشته شده در  June 29, 2009 7:31 AM  توسط حمیده | نظرات (17)

    اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته والمستشهدین بین یدیه
    سلام
    سلام بر مردم کشورم به رنگ پرچمشان ، سلام بر نوادگان سلمان
    من حالم خوبه خیلی خوبم پست قبلی نگران بودم نگران چشم هام که خب به لطف این یک ماهه ی اخیر و عنایاتی که بعضی دوستان به ما داشتن بازم جاهای خالی رو بیشتر از همیشه احساس میکنم و چشمه ها روان شده ....
    انتخابات بود ولی خیلی خاص ...
    خوشحالم که بازم عدالت و دعای فرج به عنوان شعار ایران انتخاب شد به جای واژه ی دموکراسی ، واژه ای که امام هیچ اعتقادی بهش نداشت و میفرمود "اگر بگوئیم جمهوری دموکراتیک اسلامی معنایش این است که در دموکراسی چیزی هست که در اسلام نیست ، حال آن که اسلام همه چیز تمام است و ما را کفایت میکند "
    آری ، آقای دموکراسی ! اسلام ما را کفایت میکند نیازی به آزادی و دموکراسی نیست
    خوشحالم که بازهم به جای سلام و صلوات بر کوروش کبیر در سازمان های بین المللی بعد از نام کشورم اول دعای " اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته والمستشهدین بین یدیه " خوانده میشود
    خوشحالم که اینجا هنوز سرزمین نوادگان سلمان است همان که پیامبردرباره اش فرمود " سلمان از ما اهل بیت است "
    جان فدای خاک پاکت ای وطن ...خاک پاکت سجده گاهم ای وطن
    من کلی حرف دارم ....با اشاره ی بزرگان سکوت کردیم الان بیشتر باید سکوت کنیم اما یک سری حرف ها را باید زد تنها قطره ای از دریایی که تحمل کردیم باید بگوئیم تا بدانند
    اول از همه با آقای موسوی حرف دارم
    آقای موسوی از همون اول که شروع کردید دلم برایتان سوخت صادقانه می گویم شما حیف بودید(البته ظاهرا ! چون با این شرایط داریم راجع به گذشته و ابتدای انقلاب شک میکنیم )
    کاش وسیله ای برای پاسخ گویی اصلاح طلبان به احساسات درون حزبی شان نمیشدید ، کاش منظور فائزه هاشمی را متوجه میشدید وقتی گفت صلاح نمیداند خاتمی کاندید شود ، کاش باور میکردید اصلاح طلبان اگر امکان پیروزی در این انتخابات را میدادند ردای قدرت را به شما پیشنهاد نمیکردند ، کاش در نطق های انتخاباتی کمی منصف تر بودید ، کاش هرچه به شما دیکته میشد را نمی خواندید ، کاش مثل شعارهایتان امام در سخنرانی هایتان نیز حضور داشت ، کاش بزرگی مردی که مبارزه اش رفته بودید را در معادله هایتان لحاظ میکردید ، کاش جای رنگ سبز رنگ دیگری انتخاب میکردید ، کاش با مقدسات ما بازی نمیکردید طوری که شال سبز حسین را دختران بالا شهر گردن سگ هایشان ببندند ...کاش کمتر مخدر دروغ بین جوانان پخش میکردید آنقدر که حتی شب انتخابات هم گروهی از دانشگاهیان گمان میکردند ملت سی میلیون "نه " به احمدی نژاد هدیه خواهد داد ! گناهشان این بود که گول خوردند ، کاش حداقل عجولانه خود را رئیس جمهور ایران خطاب نمی کردید ...کاش بهتر امتحان میدادید شما نمره ی قبولی نگرفتید ... خدا کند بیش از این ادامه ندهید تا بیش از این افتضاح به بار نیاید
    دوم با بازیگرانی حرف دارم که از که از آقای خاتمی ببخشید آقای موسوی حمایت کردند
    اینجا ایران است
    معادلات سیاسی با اروپا و آمریکا فرق دارد اینجا اگر یک بازیگر جیغ بزند و بگوید از یک بیچاره ای حمایت میکند رای هایش به جای زیاد شدن کم میشود ! قابل توجه خانمی که اصلاحات را همیشه زنده میداند این انتخابات نشان دادن برای زندگی ابدی باید بیشتر مراقب حرف زدن هایتان باشید
    لذا به هنرمندان عزیز توصیه میکنم اگر خیلی به یک نامزد علاقه مند هستند حتی الامکان از ظاهر شدن با تیپ های آنچنانی در فیلم های تبلیغاتی فرد مورد نظر خودداری کنند
    اینجا ایران است
    اینجا کسی پیروز می شود که دختران جوان برای پیروزی اش به نیت حضرت زهرا ختم قرآن نذر میکنند ، اینجا کسی پیروز میشود که مادران برای پیروزی اش به نیت حضرت حجت صلوات نذر میکنند ، اینجا کسی پیروز میشود که مردان نذر پیروزی اش گوسفند ذبح میکنند ، اینجا کسی پیروز میشود که جوانان برای پیروزی اش 5 روز روزه به نیت تعجیل در ظهور نذر میکنند
    آقایان ، خانم ها امام زمان ما خرافه نیست این را برای همیشه به خاطر بسپارید
    خطاب به آن آقایی که از سفرهای استانی احساس حقارت میکرد باید بگویم حقارت ارمغان حاکمان صالح است برای آنهایی که فقط تا نوک دماغ خودشان را میبینند و ایران را 5 منطقه ی اول تهران تعریف میکنند
    خطاب به آن آقایی که این چهار سال خاله سوسکه شده بود ....مهم نیست سانسورش میکنم فقط متاسفم که بازم باید کتک بخورید ولی قول میدیم با شاخه ی نازک گندم باشه :)
    الباقی هم که دیگر فکر نمیکنم لزومی به پاسخ باشد جز این که بگویم سال هاست جنگ پا برهنه ها با مرفهین بی درد آغاز شده است و قطعا خدا با ماست

    "وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ "

    دوستی گفت جامعه ما روستایی است من افتخار میکنم که نظرم با پیرمرد زحمت کش روستایی یکی ست
    من افتخار میکنم که نظرم با نظر دختر جوان قالیباف شهرستانی که نوک انگشتانش ترک خورده یکی ست
    .
    .
    همه شاد و خوش و نغمه زنان ز صلابت ایران جوان
    .
    .
    اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته والمستشهدین بین یدیه

    + نوشته شده در  June 13, 2009 1:38 AM  توسط حمیده | نظرات (22)