آخرین نوشته ها

  • سلام عزیز دلم

  •       دوستان

  • آجی خانوم
  • حاجی
  • یک وحید
  • دفتر دفترخاطرات
  • مهدی 206
  • شاعرانه های آه دم
  • پیام گل سرخ
  • صدرا یک مجاهد
  • مرکز شهید آوینی
  • ساقي ميكده
  • آب و شراب
  • عوالم خيال مهدي
  • لبیک
  • آرشیو

    دلگیرم
    ملول
    دردمند
    ماه هاست از درون میسوزم
    دلم برای رقص کلمات تنگ شده
    برای عاشقانه هایم با تو
    برای اشک هایم از شوق
    ــــــــــــــــــ
    همیشه غبطه خورده ام به بت شکنی ابراهیم (ع)
    که من را توان بت شکنی نیست
    اما
    اما تو همیشه سنگ ها را پیش از بت شدن مقابل چشمانم خاک کرده ای
    این همه مهر را توان پاسخم نیست
    بغض وجودم را گرفته است و
    جز دست های تو مرا مامن و پناهی نیست
    ــــــــــــــــــــ
    چون کودکی گمگشته ام
    اشک هایم را ببین
    همه از غم پدر است
    نه از درد بی پدری
    نگرانم
    نگران لبخندش
    نگران شیشه ی نازک دلش
    ــــــــــــــــــــ
    باز هم چشمان بسته ی من و گنبد سبز تو
    آه این رویا چقدر شیرین است
    چه خوب که همیشه کنار توام
    تو ای همیشه نور من
    سلام
    با همان بغض شاید

    "سلام عزیز دلم "

    دیگر همه سکوت من
    و این سکوت هیچ ناگفته ای ندارد
    که همه حرف من تویی و من در حضور
    شعر و وزن و قافیه ام همه برای تو
    فقط با من بمان و حرف بزن
    ـــــــــــــــــ
    اللهم عجل لولیک الفرج

    + نوشته شده در  September 23, 2009 8:36 AM  توسط حمیده | نظرات (6)