آخرین نوشته ها

  • متوکلم به عباس

  •       دوستان

  • آجی خانوم
  • حاجی
  • یک وحید
  • دفتر دفترخاطرات
  • مهدی 206
  • شاعرانه های آه دم
  • پیام گل سرخ
  • صدرا یک مجاهد
  • مرکز شهید آوینی
  • ساقي ميكده
  • آب و شراب
  • عوالم خيال مهدي
  • لبیک
  • آرشیو

    میخواستم بنویسم از دل تنگی های این روزها اما دیدم اینور میدون خیلی قشنگ تره حیف نیست ؟ واقعا حیف نیست من تو روز تاسوعا از یزید و یزیدیان بنویسم ؟ حیف قلم من نیست که به جای عشق عباس و حسین از زشتی های یزید ویزیدیان زمان حرف بزنه
    حیف نام حسین نیست ! نه واقعا حیف دست عباس نیست ؟

    نوای نی .... از بچگی عاشق این صدا بودم وقتی همه ی طبل و سنج ها خاموش میشن و فقط صدای نی شنیده میشه .... سال ها بود که تجربه نکرده بودم اما امسال ... خدایا ...

    امسال از همون اول با همیشه فرق داشت آره امسال واقعا زمین و زمان یه حال دیگری داشتند و دارند و من ایمان دارم امام زمانم حال دیگری دارد ... امام زمانم که به دادم رسید و یادم داد امسال با هر سال فرق داره

    اونقدر حرف دارم که نمیدونم از کدوم بگم

    امروز تاسوعاست و من میخوام از بزرگ ترین حسم بگم .... من حسرت میخورم به سعید بن عبدالله ...نه هنوز وقتش نیست نمیگم

    آه عباس امروز روز توست و من هربار که نام مقدست را شنیده ام اشک ریخته ام هربار که یاد وداع افتاده ام سوخته ام
    هربار که یاد رجز خواندن افتاده ام ، هربار یاد صدای تو افتاده ام که گفتی انا بن قتال العرب یاد صدای حسین که پاسخ داد انا بن هاشمی نسب یاد وقتی که به آب رسیدی و مشک پر شد و فریاد زدی انا بن علی المرتضی حسین صدایت را شنید و گفت انا بن محمد المصطفی وقتی دست راستت را بریدند و تو باز فریاد زدی انا ابن علی المرتضی حسین پاسخت را داد انا بن فاطمه الزهرا ! اما دیگر هیچ پاسخی از القمه نیامد که مشک به دندانت بود و اشک میریختی که توان پاسخ دادن به حسین را نداری ! آه عباس عاشق لحظه ای شده ام که هرچه کردی توان برخاستنت به احترام حسین نبود ...آه عباس امروز از داغت سوخته ام ... عباس کجایی که امروز برای عاشورا خط و نشان میکشند ، از دست بریده هم سو استفاده میکنند
    آآآآهههههههههه عباس یه ذره ، یه ذره از ولایت مداری خودت یادم بده ، عباس من طاقت ندارم ها ... نکنه یه وقت یه لحظه اینقدر پرت بشم که راه رو عوضی برم ! به خدا طاقت ندارم ، یه لحظه از ولایت دور نشم ها

    من مانده ام مهجور از او ...آه آه آه

    با همه شوخی با امام حسین و عاشورا هم شوخی ؟ با بد کسی در افتادید ! با بد کسایی در افتادید شک نکنید که هزار سال دیگه شعار نخواهند داد ما اهل تهران نیستیم علی تنها بماند ! که ما هنوز هستیم

    تا وقتی که دراین ویرونه ام ... همیشه چشم به راهت میمونم
    خدایا هیچ وقت از من نا امید نشو
    خدایا اون لبخند رو به من ببخش
    اللهم عجل لولیک الفرج

    + نوشته شده در  December 26, 2009 11:31 AM  توسط حمیده | نظرات (3)