عجب حس غریبه حس دلتنگی..
تو مطمئنی که وقتشه ....این روزا باید یه اتفاقی بیافته ....یه چیزی ته دلت خالی شده .....
خدایا ...
یک بار دیگر شب عرفه ...
باز هم مرور دعای عرفه ...مرور عشق بازی حسین در عرفات.....مرور توحید در عاشقانه ترین حرف های عالم....
مرور به اوج رسیدن بندگی...
عجب مغرور میشوی وقتی این دعا را حرم سیدالکریم زمزمه کنی .....آنجا که کربلای دیگر است ...من زار عبدالعظیم بری کمن زار حسین بکربلا....
جایی که مطمئنی به خاطرخودت نه ، به خاطر حرمت مکان هم شده آقات یه سری به اونجا میزنی....وقتی میرسین به جایی که مطمئنی همه از ته دلشون صداش میکنن....
وقتی میاد و تو فقط حسش میکنی ....دلش حتما سه چهار برابر تو گرفته ....وقتی میفهمی که تمام دلتنگی هاش به خاطر تو و امثال تو هیچ کاری جز این که سرت رو بندازی پائین و اشک بریزی و بگی آقا ببخشید نمیتونی انجام بدی ...چادرت رو میکشی رو صورتت که تا بهتر به حال خودت گریه کنی.....
آخه ما داریم کجا میریم .... این همه ادعا داریم ....این همه آدم امروز عرفات بودن .....همشون هم بخشیده شدن
پس چرا دل آقا مون خونه ....پس چرا اینقدر یار نداره که بیاد ....به خدا تو روزمره گی خودمون گم شدیم داریم راه رو اشتباه میریم ....بعد یهو دلت میخواد بلند شی و داد بزنی به همه بگی...به همه بگی که دنبال اصل خورشید برن
به همه بگی که به خدا روزی یه جز قرآن خوندن ...نماز شب خوندن ...مکه رفتنن ....قربونی کردن ...و کلی چیزای دیگه که شدن عادت های زندگی ما دردی از دل آقا مون دوا نمیکنه ....دلت میخواد به همه بگی که به خدا آدم باشیم کافیه ....
یادت میاد پارسال همین جا قول دادی آدم شی..... همین جا قول دادی یار بشی .....یادته گفتی آقا غلط کردم ...یادته گفتی میشم اونی که تو میخوای ....
وااااااااااااااااایی بر من .....دلت میخواد یه بلایی سر خودت بیاری ...ولی...
ولی ...آقات مهربون تر از این حرفاست ....تو دلش رو شکوندی ....دوشنبه ای نبوده که با رسیدن نامه عمل تو به دستش گریه نکنه ....روزی نبوده که حسرت نخوره که آخه چرا .....حتی روزایی بوده که تو خودت حس کردی برات مرو ای دوست خونده و دعا کرده که برگردی.....ولی تو بازم نفهمیدی ...ولی هنوزم ازت ناامید نشده ....
اگه ناامید شده بود که الان اشک نمیریختی...اگه نا امید شده بود که الان تمام وجودت حسرت نبود ....اگه نا امید شده بود که الان صداش نمیکردی....
آره ...تو یه بار دیگه بخشیده شدی....یه بار دیگه راهت دادن .... یه بار دیگه مزه ی عشق رو چشیدی ....یه بار دیگه عرفه رو تجربه کردی....
بیا یه قولی بدیم ...بیا امسال دیگه نزنیم زیر قولمون ..... فردا حتما دعا کن که این قولمون هم یادمون نره....