آخرین نوشته ها


فرصت بهاری در پائیز

روزی

تا کور شود هر آنکه نتواند دید

خدا ، من ، رمضان

دوستت دارم

کوچه پس کوچه ای خاکی ....

عشق است و آتش و خون

غرق رحمت

میخوام داد بزنم ...

آنچه تغیر نپذیرد تویی...

  دوستان

آجی خانوم
میلاد یکی کودک
حاجی
یک وحید
دفتر دفترخاطرات
مهدی 206
شاعرانه های آه دم
پیام گل سرخ
صدرا یک مجاهد
مرکز شهید آوینی
ساقي ميكده
باران رحمت  
عوالم خيال مهدي
لبیک
عمو الچه

آرشیو

November 2008
September 2008
August 2008
July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006

 

 

      

خیلی وقت ها تو زندگی هست که آدم حس میکنه به منبع غیب وصل شده ....
با تمام وجود دلت میخواد یه چیزی از این لحظه ها برداری ، دلت میخواد ثبت کنی ،ولی نمیشه .....
اینجور موقع هاست که آدم میفهمه زبان آدم چقدر کلمه کم داره .....
چقدر کوچیکه دایره کلمات و حرف ها .....

شاید باید با هم ترکیب بشن ،سعی میکنم عشقی که تو وجودم هست رو با آرایه و تشبیه و...بیان کنم
- حس پروانه ی عاشق باران که از خیس شدن پرهایش نمی هراسد
- حس سیاره ای که چنان مست نور است که اصلا از سقوط در خورشیدش و نابودی نمی ترسد
.....
وای خدا بازم نمیشه .....

من میخوام یه چیزی بردارم ....من باید یه چیزی بگم....نباید یادم بره این شب رو.... این خلوت رو ...
میرم سراغ کسایی که میشناسم .....کسایی که فکر میکنم حرف زدن بلدن ....
حافظ... سهراب ...نیما ...انگار هیچ کس تا حالا حس من رو نداشته .....

یاد حرفی میفتم که نمیدونم از کی یا کجا شنیدم .....
خدا بچه گونه حرف زدن بنده هاش رو دوست داره ...وقتی تو بلد نیستی بگی چی میخوای دوست داره حرف زدنت رو بشنوه ...مثل بچه ای که آب میخواد باباش بهش نمیده میگه یه بار دیگه بگو آبه ! تا بهت بدم ....
تصمیم میگیرم خودم حرف بزنم ....

خدایا ....خدایا ....هیچی فقط شکر....شکر که نمیذاری آروم بشم ....شکر که چند وقت یه دفعه هوایی میشم .... شکر که آروم نیستم و خو نگرفتم...شکر که نمیذاری غرق بشم ....شکر برای تمام لحظه هایی که با منی.... شکر که مست شدن رو میچشم ...شکر که همه فکر میکنن با یه دیوونه ی مست طرفن ....شکر برای تک تک قطره های اشکم ....شکر برای عشق امامم ....شکر که جای خالیش رو حس میکنم ....

میگن بعد از سجده ی شکر خدا به فرشته هاش میگه نگاه کنید ...میگن به بندش افتخار میکنه ....میگن اون موقع هرچی از خدا بخوای بهت میده .....

الهم عجل لولیک الفرج....

+ نوشته شده در  January 17, 2007 2:57 PM  توسط حمیده | نظرات (13)

سلام :| :confused:
sefid]
تاکی به تمنای وصال تو يگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه خواهد به سر آید شب هجران تو یانه ای تیر غمت را دل عشاق نشانه جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید دیوانه منم، من که روم خانه به خانه ... التماس دعا ...
مهدي206]
خش بحال بعضیا که مست شدنو میچشن!خاک تو سر ما که دل نوشتن همین دوتا خطم نداریم!
لیند]
سلام همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبود که تو در دلم نشستی .... این سجده یعنی ادم به جایی برسد که فقط خود خدارو ببینه و زینت برای معبود خوشا به سعادتتون یا علی
خیبرشکن]
اينجا يه منتظر واقعي مطلب مينويسه...
سلام خوبین خیلی قشنگ می نویسی وقت کردی به منم سر بزن موفق باشی بای
سلام ويژه اگه نمي شناسيد به خواهرتون بگيد بابا دات كام در ضمن اين چه كلاس دات كام بازي اي هست كه آدرس ميل نداره؟؟ موفق باشيد
گلگون]
سلام حميده عزيز دلا ديونه شو....ديوانگي هم عالمي دارد
ديوانه كني هردو جهانش بخشي * ديوانه تو هردوجهان را چه كند
عالي است ** به من سر نميزني دوست من؟!
درود... من چی بگم که صحبت های قشنگ شما رو خراب نکنه ...بهتره چیزی نگم....
سلام بمیرید قبل از آنکه بمیرانندتان. مبدا و منشا حیات آنانند که خیلی مرده اند. شهید آوینی.
زهرا]
اگر حسين از آن ما بود، در هر سرزميني براي او بيرقي برمي افراشتيم و در هر روستايي براي او منبري بر پا مي نموديم و مردم را با نام حسين(ع) به مسيحيّت فرا مي خوانديم. آنطون بارا به روزم دوست من