آخرین نوشته ها


تا کور شود هر آنکه نتواند دید

خدا ، من ، رمضان

دوستت دارم

کوچه پس کوچه ای خاکی ....

عشق است و آتش و خون

غرق رحمت

میخوام داد بزنم ...

آنچه تغیر نپذیرد تویی...

همه هست آرزويم که ببینم از تو رویی

بزن بارون بزن خیسم کن آبم کن ....

  دوستان

آجی خانوم
میلاد یکی کودک
حاجی
یک وحید
دفتر دفترخاطرات
مهدی 206
شاعرانه های آه دم
پیام گل سرخ
صدرا یک مجاهد
مرکز شهید آوینی
ساقي ميكده
باران رحمت  
عوالم خيال مهدي
لبیک
عمو الچه

آرشیو

September 2008
August 2008
July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006

 

 

      

وقتی میگن خلیل الله همه یاد ابراهیم میفتیم آخه ابراهیم دوست خدا بود ...آخه کلی امتحان پشت سر گذاشته بود....
آخه ابراهیم بود که به خاطر خدا به آتش افتاد و در اون حالت کمک فرشته ها رو قبول نکرد و گفت :خدا برای من کافیه ....خدا هم آنش رو بر ابراهیم برد و سلام کرد
اما خدا یه بنده دیگه هم داشت ....حسین ...که خودش و خانوادش تو آتش جهل یه عده سوختن ودم نزد...تا با امر به معروف ونهی از منکر تا آخر دنیا آتش جهنم رو به برد و سلام بهشت برای بنده های خدا تبدیل کنه ....
ابراهیم خلیل الله بود برای اینکه سه شب خواب دید تا یقین کنه که خدا اسماعیل رو ازش به عنوان قربانی میخواد ...رفت ولی خدا قربانی رو بهش بخشید....
اما حسین ....حسین تمام فرزندان و برادرش را قربانی عشق کرد و بدن های پاره پارشون رو روی زمین دید ...
ابراهیم خلیل الله بود چون وقتی ساره ازش آرد خواست برای این که خجالت نکشه تو خرجین رو پر از سنگ کرد و برد خدا سنگ رو براش آرد کرد....
اما حسین ...حسین تمام اهل بیتش تشنه بودن ..رفت دنبال آب ولی آب نبود...به دخترش گفت تشنگی تو برای من سخته ولی ..ولی کاری از دست من بر نمیاد ..زبانش رو تو دهان دخترش گذاشت ..ولی خشک خشک خشک بود.....
ابراهیم خلیل الله بود برای اینکه زن و فرزند خرد سالش را در بیابانی بی آب و علف گذاشت و رفت در حالی که دعا میکرد که خدایا دل های مردم را با ایشان مهربان کن ....
اما حسین تمام اهل بیتش را در بیابانی بی آب و غذا تشنه و گرسنه و داغ دیده گذاشت و هنگام خدا حافظی میگفت :آماده ی اسارت باشید ...آماده ی روز های سخت....
عجب دلی داشت حسین ....
حسین خلیل الله بود یا ابراهیم ؟

************************************
اگه یه قطره اشک ریختی من و هم دعا کن

+ نوشته شده در  January 30, 2007 12:52 PM  توسط حمیده | نظرات (17)

والله گریم که نگرفت ولی خوب تعبیره جالبی بود !
sefid]
قشنگ بود تشبیه بلا مشابه
zahra]
حسین فقط دوست خدا نبود حسین عاشق خدا بود
اوه من تاحالا نمی تونستم کامنت بزارم ! این دومین کامنتمه !! اسپم می کنیم !!
خیلی زیبا بود ..ممنون حمیده خانم
چه زيبا نوشته اي دوست مهربون من واقعا حسين عشق را محبت را وخليل الهيش را در كربلاي عشقش به اثبات رسوند وچه زيبا بيانش كردي حميده عزيز آجرك الله التماس دعا
آفرینش زغبار قدم توست حسین آسمان سایه نشین علم توست حسین سلام، بسیار زیبا بود... التماس دعا
abi]
عزاداريهات قبول. التماس دعا.
مهدي206]
سلام حميده عزيز خيلي زيباست فقط نميدونم اين داستانها روخودتون نوشتيد؟ قوي كار كرديد اميدوارم هميشه موفق باشيد
سلام حميده عزيز بسيار زيباست فقط نميدونم اين داستانها رو خودتون مينويسيد؟ قوي كار شده. دركل وبلاگ جالبي داريد،حرفهاي دل،اميدوارم هميشه شادو موفق باشيد
دلم شكست. فقط همين.
اگر هر روز برای اباعبدالله است، معلوم است كه هر لحظه هم می‏تواند برای اباعبدالله باشد. مگر روزها لحظه ندارند؟ هر جا هم كه باشید می‏توانید یك گوشه‌اش را به كربلا اختصاص بدهید. «كلُّ ارضٍ كربلا»، بالاخره بگویید در اتاقی كه شما دارید كار می‏كنید، كجای آن مال كربلاست؟! جایش را معلوم كنید؛ آن وقت، هر روز كه به سر كارتان می‌آیید و كارتان را انجام می‌دهید، اول از خودتان بپرسید كه: امروز كه روز اباعبدالله است ـ چون هر روز مال اوست ـ سهم اباعبدالله چه شد؟ اگر سهمی ندیدید، بدانید كه شما منتظر نیستید!
ba shenidane faryade hal men nasere hosseini gahvareye aliasghare hossein takan khord va bar zamin oftad aya ba shenide shodane faryade hal men nasere mahdaviiiii kasi hast ke delash belarzad va be yariye molayash beshetabad???!!aya kasi hast
خیلی زیبا بود
فرزانه]
کاش من هم مثل ..........حسین شجاع بودم
فرنوش]
کاش من هم مثل حسین شجاع بودم
فرنوش]
هر انچه خواستم به واسطه همین عزیز(امام حسین ع) از خدا گرفته ام.هر چی خیر هست برای شما دوست عزیز که مطلبت به دلم نشست و بغضم رو شکست.
نازی]