آخرین نوشته ها


ما عرفناک حق معرفتک

سلام عزیز دلم

از همون روز ازل...

والعصر

ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم

یه کلاغ رو سیاه

چشمانی پر از اشک

یدالله فوق ایدیهم

من با توام ، تنهای تنها ...

سرگرم زندگی

  دوستان

آجی خانوم
میلاد یکی کودک
یه برنامه نویس و دوست خوب
حاجی
رها یه دوست فوق العاده
دفتر دفترخاطرات
مهدی 206
امیر بادامچی
مرتضی هه دوست داشتنی
شاعرانه های آه دم
پیام گل سرخ
صدرا یک مجاهد
مرکز شهید آوینی
ساقي ميكده
باران رحمت  
عوالم خيال مهدي
لبیک
عمو الچه

آرشیو

November 2009
September 2009
August 2009
June 2009
April 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
September 2008
August 2008
July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006

 

 

      

دلم ميخواد باور كنم ! ولي نميشه ! دلم ميخواد احساس كنم ! دلم ميخواد كه احساسم واقعيت باشه ! ولي ...
ولي نميتونم باورش كنم ..
نمي دونم چرا اينجوريه ! يه وقت هايي با همه ايمانم به يك چيز ،با همه نشونه ها بازم تا نبينم باور نميكنم ! تا نشنوم باور نميكنم !
مثل حضرت ابراهيم !
ايمان داشت ،حس ميكرد ،باور داشت ،اما ...اما يقين يه چيز ديگه ست .
بعضي وقت ها لازمه بعضي حرف ها رو از صاحبش بشنوي !
رو در رو !
صدا رو حس كني تا تاثير بگيري ! تا باور كني
تا يقين كني كه يه چيزي هست !
دلم ميخواد حرف بزنم !
دلم ميخواد داد بزنم !
اما انگار محكومم به سكوت ...
انگار اجازه ندارم تا گوش ندادم لب از لب باز كنم !
دلم ميخواد باور كنم اون چيزي كه درونم ميجوشه
آنچه وجودم از آن ميسوزه
حقيقت است نه وهم !
نه تصورات احمقانه !
نه توهم يك ذهن !
اما نميشه...توانم نيست
ياراي وجودم نيست ، بي يقين اين همه احساس را ....
شايد سخت ترين كار دنيا كشف احساس خالق استعاره ها و تشبيه ها و ايهام هاست .
شايد سخت ترين كار دنيا بيان احساست با استعاره و تشبيه و ايهام هست .
شايد ....
شايد سخت ترين كار دنيا اينه كه بدوني بايد كارخيلي مهمي رو بعد از يك نفر ديگه انجام بدي !
حالا بايد فقط منتظر بموني ...فقط منتظر
باز هم انتظار ...
من درست نميدونم بايد چي كار كنم ...نميدونم چقدر بايد منتظر بمونم ...
نميدونم چه فصلي رو تجربه ميكنم ...
نميدونم كجا ايستادم ...اما ...
"اما آنچه به تمامي در ميابم عشقي ست كه آرزوي همگان است"

+ نوشته شده در  June 15, 2007 4:38 PM  توسط حمیده | نظرات (6)

ببخشید شما ؟! :|
طلسم شيطان وحشت از مرگ است و اگر آن را درون خويش بشكني ، ديگر او را بر تو تسلطي نيست ، و اگر نه بايد به حكومت شياطين بر كره زمين ، هم اينچنين كه هست ، رضا شوي و مرگ از قبول اين ننگ بهتر است . سيد شهيدان اهل قلم شهيد سيد مرتضي آويني
طلسم شيطان وحشت از مرگ است و اگر آن را درون خويش بشكني ، ديگر او را بر تو تسلطي نيست ، و اگر نه بايد به حكومت شياطين بر كره زمين ، هم اينچنين كه هست ، رضا شوي و مرگ از قبول اين ننگ بهتر است . سيد شهيدان اهل قلم شهيد سيد مرتضي آويني
طلسم شيطان وحشت از مرگ است و اگر آن را درون خويش بشكني ، ديگر او را بر تو تسلطي نيست ، و اگر نه بايد به حكومت شياطين بر كره زمين ، هم اينچنين كه هست ، رضا شوي و مرگ از قبول اين ننگ بهتر است . سيد شهيدان اهل قلم شهيد سيد مرتضي آويني
سلام حميده جان بهت تبريك ميگم دختر خوب درددل ميكني دردماهم هست وباخوندنش اشكام دونه دونه ميادميدوني منآرزومه فقط يكبار خواب آقاروببينم اللهم صل علي محمدوالمحمد
زهره]
دوباره سلام حميده جان من ازمشهدم گفته بودي حرم /اهل كجايي خانوم؟اگه مشرف شدي جمكران سلام ماروهم برسون خيلي دلم تنگه جمكرانشه. اللهم صل علي محمدوآل محمدوعجل فرجهم
زهره]