آخرین نوشته ها


فرصت بهاری در پائیز

روزی

تا کور شود هر آنکه نتواند دید

خدا ، من ، رمضان

دوستت دارم

کوچه پس کوچه ای خاکی ....

عشق است و آتش و خون

غرق رحمت

میخوام داد بزنم ...

آنچه تغیر نپذیرد تویی...

  دوستان

آجی خانوم
میلاد یکی کودک
حاجی
یک وحید
دفتر دفترخاطرات
مهدی 206
شاعرانه های آه دم
پیام گل سرخ
صدرا یک مجاهد
مرکز شهید آوینی
ساقي ميكده
باران رحمت  
عوالم خيال مهدي
لبیک
عمو الچه

آرشیو

November 2008
September 2008
August 2008
July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006

 

 

      

نون ، پنیر ،سبزی !
دو تا سبد بزرگ پر شد از لقمه های نون پنیر !
هر سال این روزا تو شهر ما یه حال و هوای خاصی هست ! یه بویی هست که فقط اینجا میشه استنشاقش کرد ...
مسلمیه ! حرم حضرت عبدالعظیم ...
عجب شبی بود امشب ...
هر بار که این گنبد رو نگاه میکنم انگار از دفعه قبل قشنگ تر شده ...
همه هستن ، سلام ،سلام ،سلام انگار ما آخر همه رسیدیم
صحن پر شده از صدای بلند گوی هیئت ها ...این سه شب رسم اینه که هیئت های شهرری اصلا وارد حرم نمیشن ، همه این هیئت ها از تهران میان ...از قدیم مراسم شهادت حضرت مسلم اینجا برگذار میشده ...
بوی اسفند تمام صحن رو پر کرده تو این سرما و محیط سر باز و به این وسعت ... مست میکنه آدم رو
بی اختیار اشک میریزم ...کاشکی امسال دیگه نیای ،کاشکی امسال صدای حضرت مسلم رو از دار الاماره کوفه بشنوی ، کاشکی امسال نظرت عوض بشه ...اشک ...اشک ...اشک ، یعنی هیچ راهی نداره که این راه رو نیای
با صدای گریه خاله به خودم میام ...صدای بلند گو ...
.
میریزد ز چشمم شبنم دانه دانه
در دستان کوفی دیدم تازیانه
.
دور و برم همه دارن گریه میکنن
.
از یاد رقیه میسوزد وجودم
کوفی بی حیا است ای بود و نبودم
.
امشب شب شهادت اولین شهید کربلاست ، پسر عموی امام حسین حضرت مسلم ،سرش را از بدنش جدا کردند و بدنش را از بالای دار الاماره کوفه به پائین پرت کردند تا درس عبرتی باشد برای یاران حسین ...سرش آنقدر بر سر در دارالاماره ماند تا سرهای روز عاشورا هم به آنجا رسیدند ...اشک
تمام نگرانیش این بود که حسین را چه خواهد شد با این مردم عهد شکن ...
کوفه نیا حسن جان ..کوفه نیا ...کوفه نیا ...رحم کن
کاش قاصد را نفرستاده بودی ...
کاش ..
********
همگی عرفه التماس دعا ...
اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  December 20, 2007 1:21 AM  توسط حمیده | نظرات (5)

سلام . امروز روز عشق بازی حسین با خداست. شاید همون اندازه که منتظر شب قدر بودم ،منتظر این روز هم بودم .حتما"براتون دعا میکنم
دعای عرفه]
يا مهدي ادركني مولاي من هيچ كس را به اندازه تو اذيت نكرديم ،بيش از 1172 سال منتظر ماندي تا ما بفهميم كه بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود تا بفهميم بدون تو هيچيم و كاري نمي توانيم بكنيم . تا باور كنيم كه تا تو نباشي هميشه گرفتار رنج و فساد و ظلم هستيم منتظر ماندي تا براي آمدنت كاري كنيم و موانع را بر داريم منتظر ماندي تا لياقت پيدا كنيم و دردمندانه و دلسوزانه فرمودي كه: اگر شيعيان ما ، كه خداوند بر انجام طاعت موفقشان بدارد، در وفا كردن به عهد ما همدل بودند،مباركي ملاقات ما از آنان به تاخير نمي افتاد و سعادت ديدار همراه با معرفت ما به سوي آن ها مي شتافت. پس ما را از آن ها پوشيده نمي دارد،مگر همان چيزهايي كه از آن ها به ما مي رسد و ما دوست نداريم و از ان ها انتظار نداريم. --- ترا صدا مي زنيم كه صدايمان به كوه برسد ترا صدا مي زنيم كه كوه ، صدايمان بزند صدا كه مي زني نفس ، نفس نمي كشد و مي پايد... پياده به پايت... نفس نفس زنان مي آييم مي آيي؟؟؟؟؟؟ او خواهد امد پس بيا تا كه خونه دلمونو خوب آماده و مهيا كنيم ... اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم اللهم عجل لوليك الفرج اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم ---------------------
test
Anonymous]
test
t]
سلام.چرا اینجا اینقدر خلوت شده؟؟؟؟
برف و یزد!!!!]