آخرین نوشته ها


تا کور شود هر آنکه نتواند دید

خدا ، من ، رمضان

دوستت دارم

کوچه پس کوچه ای خاکی ....

عشق است و آتش و خون

غرق رحمت

میخوام داد بزنم ...

آنچه تغیر نپذیرد تویی...

همه هست آرزويم که ببینم از تو رویی

بزن بارون بزن خیسم کن آبم کن ....

  دوستان

آجی خانوم
میلاد یکی کودک
حاجی
یک وحید
دفتر دفترخاطرات
مهدی 206
شاعرانه های آه دم
پیام گل سرخ
صدرا یک مجاهد
مرکز شهید آوینی
ساقي ميكده
باران رحمت  
عوالم خيال مهدي
لبیک
عمو الچه

آرشیو

September 2008
August 2008
July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006

 

 

      

هممون این این مصراع رو خوب بلدیم

حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست !

فکر کردیم احرام دیگر یعنی چی ؟ چه شکلی آخه ؟
حسین...
خیلی ها فکر میکنن حسین حج رو نا تمام گذاشت اما نه !
حسین تمام اعمال حج رو دونه دونه به جا آورد

لباس احرامش جای لباس سفید حاجیان ،پیراهن کهنه ای بود که پوشید تا اشقیا بدنش را برهنه نکنند
لبیک گفت ! به اذان علی اکبرش در روز عاشورا لبیک گفت ! وقتی علی اکبرش به زمین افتاد و صدایش کرد لبیک گفت !
شب عاشورا با تلاوت قرآن و خار هایی که از اطراف چادر ها جمع میکرد به دور بیت محبت الله ی که با خود آورده بود طواف کرد ،آری طواف کرد
بر بالین هر شهید آمد و رفت ! آمد و رفت !نه هفت بار بیش از هفتاد بار ! آری حسین سعی صفا و مروه اش را در میدان جنگ به جای آورد ...
قربانی شد ! خودش ! بالاتر از ابراهیم که اسماعیل را قربانی کرد ! علی اکبرش را قربانی کرد اما گویا در مرام حسین قربانی کردن فایده نداشت !قربانی شدن چاره کرد ...
سر تراشید ! حاجیان سر میتراشند به نشانه دل کندن از دلبستگی های دنیایی ،به نشانه ی دل کندن از آنچه شاید دوستش دارند و مایه احترامی باشد ! حسین سر تراشید به نشانه دل بریدن از کل دنیا !..نه مویش ، سرش را تقدیم پروردگار کرد
حاجیان در منا سه روز بیتوته میکنند ! حسین این گونه این سه روز را به جای آورد که بدنش سه روز بر پهنه ی صحرای کربلا عریان ماند ...
ماند تا بفهمیم احرام دگر بند یعنی چه ؟ اما ...
اللهم عجل لولیک الفرج

********
خب من بازم یه توضیح بدم که چی شد این چند وقت ! یکم مشکل هاست داشتیم که تقصیر ش.ر بود :دی که خودش عذر خواهی کرد :دی یکم هم پر حرف بودن من بود !آخه وقتی آدم حرف زیاد داشته باشه گاهی سکوت التیام بخش ترین چیزی هست که دم دست میاد ...
از آقا محمد هم که چند بار اومدن و خیلی نگران اینجا بودن و لطف داشتن تشکر ویژه میکنم
هر کی هرجا این روزا دلش شکست ما رو از دعای خیر محروم نکنه

+ نوشته شده در  January 12, 2008 3:43 PM  توسط حمیده | نظرات (8)

پرسیدم از هلال که قدت چرا خم است؟ گفتا خمیدن قدم از بار ماتم است گفتم به چرخ، بهر چه پوشیده ای کبود؟ آهی کشید و گفت که ماه محرم است. عزاداريهاتون قبول. التماس دعا..
مهدي206]
پرسیدم از هلال که قدت چرا خم است؟ گفتا خمیدن قدم از بار ماتم است گفتم به چرخ، بهر چه پوشیده ای کبود؟ آهی کشید و گفت که ماه محرم است.
mahdi206]
آنان که نتوانستند از گندم ری بگذرند اول بار از یک لقمه غذا نگذشتند این درس بزرگ سعد است
عالی بود. حجکم مقبول یا اباعبدالله الحسین سعیکم مشکور یا اصحاب الحسین
ممنون دوست خوبم. گرشوق حرم باشد سهل است بيابانها
اعظم]
اين الحسن اين الحسين اين ابناء الحسين... اين الطالب بدم المقتول بكربلا.
سلام.این ایام رو به همه دوستان تسلیت میگم .شاید اینو قبلا" هم گفته باشم ولی بد نیست اینجا هم بگم.(امیدوارم کم و زیاد نگفته باشم)... امام حسین:اگر دوران حضرت مهدی رو درک میکردم آرزو میکردم جزء خدمتگزاران او باشم. دوستان این ایام حتما برا فرج دعا کنید.به خدا حضرت مهدی غریبه.****** یه سخنی هم به یه منتظر:نوای فراق صاحب داره. اگه بتونی یه گمراه (مثل من) رو ادم کنی، اگه بتونی یه بیچاره رو به جمکران ببری که اونجا ادم بشه، بدون که صاحبت کمکت کرده. از صاحبت تشکر کن و ازش بخواه که نوای فراق وسیله ای برای هدایت باشه که توی این زمونه خیلی ها راه رو گم کردن.**یه دعا...یا صاحب الزمان شما مرو آزاد کردی،،،مرو آزاد نکن** حتما" براتون دعا می کنم
یا حسین]
التماس دعا و مغفرت....
yaghin]