آخرین نوشته ها


فرصت بهاری در پائیز

روزی

تا کور شود هر آنکه نتواند دید

خدا ، من ، رمضان

دوستت دارم

کوچه پس کوچه ای خاکی ....

عشق است و آتش و خون

غرق رحمت

میخوام داد بزنم ...

آنچه تغیر نپذیرد تویی...

  دوستان

آجی خانوم
میلاد یکی کودک
حاجی
یک وحید
دفتر دفترخاطرات
مهدی 206
شاعرانه های آه دم
پیام گل سرخ
صدرا یک مجاهد
مرکز شهید آوینی
ساقي ميكده
باران رحمت  
عوالم خيال مهدي
لبیک
عمو الچه

آرشیو

November 2008
September 2008
August 2008
July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006

 

 

      

تنهایی....تنهایی عریان
گاهی اونقدر عذاب آور میشه که تحملش واقعا سخته ...
کلی آدم دورت هست ولی تو تنهایی ....تنها تر از همیشه ...دل تنگ ، و ترجیح میدی که در سکوت اشک بریزی تا فریاد بزنی و دنبال فریاد رس بگردی ...شاید کم کم داری نا امید میشی ....آهههههههه
من نمیدونم این دل تنگی چیه که یهو میاد سراغ آدم ،غم دنیا میشینه تو دل آدم ...
بعضی وقت ها اینقدر دلت از دنیا پر میشه که حاضری هر چی داری بدی و حتی یه لحظه دیگه هم تجربش نکنی و تنها نیرویی که نگهت میداره نیروی ایمانه !
وقتی حتی یه نگاه ساده هم نیست که دل تنگی های تو رو بفهمه ،گاهی خودت رو مقصر میدونی به خاطر بلند پروازی هات ، به خاطر انتخاب سکوت ،تو بودی که رویا هات رو فقط با آسمان قسمت کردی ! چه توقعی از اطرافیانت داری ؟
کلی صدا شنیدی و شاید کمک کردی ! ولی خودت مغرورانه کمک نخواستی ! شاید ...
سال ها به خودت یاد دادی از هیچ کس توقع هیچی نداشته باشی ! بی دریغ باشی ...حالا چی میخوای ؟ کم آوردی ؟
چی میخوام ؟ چی میخوایم ؟
من ..من ...مطمئنم که مجبورم دنیا رو با مشتقات مسخره ش تحمل کنم ! چون تو میخوای ! چون عاشقتم ...میفهمی ! به چه زبونی بگم تنها دل خوشی من تو این دنیا تویی ...
هیچ چیز این دنیا قشنگ نیست ...
وظیفه من شاید ساده تر از اونی باشه که فکر میکنم ...شاید خیلی ساده تر از اون رویایی که دارم ،ولی من عاشق شدم نمیدونم از کی دیوونم کردی ! ... یادم نیست ولی خودت این شور رو انداختی تو سرم وگرنه شاید منم آرزو هایی همرنگ همسالانم داشتم ...
خب ! حالا که چی ؟ پشیمونی ؟ ناراحتی ؟ بهتر از تو زیادن فکر کردی چی ؟ نکنه واقعا فکر کردی از سر لیاقت راهت دادن ؟
نه نه نه ! من فقط دلم تنگه ! همین ...تنهام ...دلم گرفته وگرنه ....
"این همه پیچ ،این همه گذر ،این همه چراغ ، این همه علامت
و همچنان استواری به وفادار ماندن به راهم ،خودم ،هدفم و به تو
وفایی که مرا و تو را به سوی هدف راه مینماید "
تو با من بمان .... آنی و کمتر از آنی، تجربه بی تو بودن برابر با نابودی ! من این رو میفهمم !
اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  February 9, 2008 6:29 PM  توسط حمیده | نظرات (6)

سلام یا حسین بگو و اگه دوس داشتی...
سلام. این طور که معلومه خیلی دلت تنگه .... فقط عرفا میفهمند چی نوشتی.... من که عمق کلامت رو نمیفهمم ولی اینو خودت بهم یاد دادی ....صبر....صبر کن.... والعصر. ان الانسان لفی خسر. الاالذین امنوا و عملو الصالحات . و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر اره خودت بهم یاد دادی که صبر کنم...پس صبر کن و مطمئن باش اون کسی که عاشقشی خیلی با معرفته.... وهرگز تنهات نمیگذاره.... من هم برات دعا میکنم.
جمکران]
سلام. دیشب برات ناراحت بودم نکنه تو هم مثل حال منو تو اون هفته ای داشتی؟ دیشب سفارشی برات دعا کردم که مشکلت حل بشه. اگه کاری از دستم بر میاد بی تعارف بگو قول میدم بکنم. یه کم دیر اومدم ولی امیدوارم تو هم مل من مشکلت حل شده باشه.اتشاء الله که مشکلت هرچه زودتر حل بشه
زارع]
به راهت ادامه بده به دلت بد را نده! دنیا زیاد جای بدی هم نیست ها امام علی دنیا دار بود ولی دنیا مدا نبود! همینطوری گفتم مثله همیشه! خودت بهتر میدونی فقط اینقدر به تنهایی گیر نده بنده خدا تنهایی هم دل داره دوست داره یکی باهاش باشه ...
hamid]
تست
Anonymous]
تست
Anonymous]