|
|
|
|
از اولش که میفهمی کی هستی دنبال این هستی که واقعا چرا اینجایی ؟
همه نه البته
چشمام رو بستم که خودم رو تصور کنم تو این دنیای هفت رنگ !
مثل یه بچه نو پا رها شدم تو یه جنگل پر از خطر
اول راه گفتن باید برسی اونطرف دست به هیچی نزنی ها ! رنگ قرمز میوه های سمی محوت نکنه ، ازشون نخوری ها ! رنگ نیلوفر های آب نکشونتت وسط باتلاق ،
از قارچ های رنگ وارنگ روی زمین نخوری خیلی هاش سمی ان !هر گلی رو بو نکنی به هر کسی اعتماد نکنی ها ! تو تاریکی های جنگل نری خطرناکه یاد گرفتم هرجا کم آوردم تو اون جنگل آسمون رو نگاه کنم یه کسی هست که کمکم میکنه !
حالا من وسطای این جنگلم ،اینقد دست به چیز هایی زدم که نباید میزدم ، چقدر رنگ های میوه ها مستم کرد ،چقدر دنبال پروانه های دروغی رفتم !بارها و بارها تو گل و لای جنگل خوردم زمین ،اما بازم برگشتم و نور تو آسمون رو دیدم ... یه کسی یه نیرویی همیشه مراقبم بود ...
لباس هام کثیف و پاره شده ،صورتم سیاه شده ،دستها و بدنم زخمی شده
ولی خب هنوز هم زنده ام ! هنوز هم یادم نرفته چرا اینجام ! هنوز هم یادم نرفته باید آسمون رو نگاه کنم
اینجا خیلی ها از من بهترن ! کسایی که یه لکه کوچیک هم رو لباسشون نیست ! بهشون حسودیم میشه ،آخه چرا من اشتباه میکنم ؟
ولی اونا نگاهشون مهربون هست نه تحقیر آمیز !
دلم برای خیلی ها میسوزه خیلی ها محو شدن ، جون دادن ، کلی همسفر جلو چشم های خودم شدن بخشی از خاک جنگل ! یادشون رفت باید ازش رد بشن ، دلم میسوزه
بعضی جاها مجبور شدم دور بشم ازشون ! تا بیشتر از این محو تاریکی های این جنگل نشم ! دو سه نفری تو دستای خود من جون دادن ! هر کاری کردم نور آسمون رو ندیدن .....
یعنی میشه سالم برسم اون طرف این جنگل تاریک ....
تازه اینم هست که اگه رسیدم آیا اشتباهاتی که اینجا مرتکب شدم بخشیده میشه یا نه ...ولی ته دلم میگم اونی که تا اینجا مراقبم بوده و من میشناسمش حتما من رو می بخشه وقتی یه بچه از یه خطر بزرگ جون سالم به در میبره پدر مادرش به خاطر این که لباساش کثیف شده دعواش نمیکنن !
من با همه این سختی ها از جنگل میگذرم هرچقدر هم که بخورم زمین اما هدف رو فراموش نمیکنم
من آخرش به تو میرسم
تو یه قولی به من بده ! هیچ وقت از من نا امید نشو هیچ وقت
من آخرش به تو میرسم از من نا امید نشو ...
من آخرش اون لبخند رو تجربه میکنم قول میدم لیاقتش رو داشته باشم ...
از من نا امید نشو با همه تاریکی هام آخه من هنوزم تو رو میبینم ....
از من نا امید نشو خواهش میکنم ...
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته
شده در March 26, 2008 3:18 PM توسط حمیده |
نظرات (21)
|
|
|
|
|
|
|
|
|