آخرین نوشته ها


کوچه پس کوچه ای خاکی ....

عشق است و آتش و خون

غرق رحمت

میخوام داد بزنم ...

آنچه تغیر نپذیرد تویی...

همه هست آرزويم که ببینم از تو رویی

بزن بارون بزن خیسم کن آبم کن ....

بنگر که دریا خون شده ...

چشمات رو از من برندار

نحن من حسین

  دوستان

آجی خانوم
میلاد یکی کودک
حاجی
یک وحید
دفتر دفترخاطرات
مهدی 206
شاعرانه های آه دم
پیام گل سرخ
صدرا یک مجاهد
مرکز شهید آوینی
ساقي ميكده
باران رحمت  
عوالم خيال مهدي
لبیک
عمو الچه

آرشیو

July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006

 

 

      

وقتی نزدیک سحر میشه قبل از این که سپیده بزنه شاید اولین لحظه های تولد گل هاست ...
عجب رز قشنگی ..عجب ثانیه های زیبایی ست !خلوت من با تو
هیچ وقت وقتی تنها شدیم بی حرف نبودم و نیستم ...
دیدی چقدر گل این چند روز پر پر شدن ؟دلم سوخت اولش شاید اشک هم داره اما چقدر حماقت دارد این گلچین !
همین لحظه ،همین حالا، همین جا یک گل دیگر متولد شد ...
خیییییلی ازت ممنونم به خاطر لحظه های شبی که دعوت شدم به مهمانی نور ...چقدر چراغ و راه بود اما اون وسط هنوزم اون شمسه های روی گنبد من رو دیوونه میکنه کلمه ی الله روی اون شمسه ها انگار تنها واژه ای هست که از عمق وجودم درکش میکنم و عظمتش اولین چیزی رو که به بار میاره اشک های من هست ...
به خاطر لحظه های شادی و لبخند های ساده و صمیمی ازت ممنونم .
عزیزم ، به خاطر تازه کردن یه عطر، به خاطر دیدار یه دوست ازت ممنونم ...
شاید دلم شکست ،شاید ...
نمیدونم چه احساس عجیبی بود ولی این چند روزه حداقل دو بار تجربش کردم ...
ما یه جا زندگی میکنیم یعنی شاید فاصله های محل زندگیمون خیلی کم باشه ! ما همه اهل یه شهریم ! اما من انگار مال یه سیاره دیگه هستم !
نمیگم آدم خوبیم چون خودم میدونم چقدر بد کردم تو زندگیم ولی یه فرق بزرگی هست !
یه جای کار من شاید میلنگه !
چرا آرزو های من یه رنگ دیگه ست ؟
وقتی فکر میکنم هیچ رقمه تو مارک لوازم آرایش و گرفتن حق طلاق از شوهر آینده !، ! شو لباس ! و عوض کردن هفتگی گوشی موبایل و خیلی چیزای دیگه اصلا جا نمیشم !
بعضی وقت ها فکر میکنم ...
اصلا ولش کن من همینم که هستم ! مهم اینه که من با تو خوشم فقط به خاطر توئه که تغییر میکنم ... دنیا هم هر کاری دلش میخواد بذار بکنه مهم اینه که نمیتونه نه تو لبخند های من اثر بذاره نه تو اشک های من !
بذار برسم به این گل تازه رسیده از بهشت ...
بذار تا صبح با تو باشم و ماه ...امشب که نور باران است و مهمانی امام من ...
بذار دعا کنم برای فرج ...
اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  April 14, 2008 5:22 PM  توسط حمیده | نظرات (14)

من صبحی یه بار اومدم همینکه خواستم پیغام بگذارم برق رفت....اینم شانس ما هه دیگه!!!
محمد]
سلام. چند خط اول حرفات رونفهمیدم(گفتم که تو از لحاظ درجه خیلی بالاتر از منی) ولی من هم اون احساسی رو که گفتی رو تو این روزا تجزبه کردم....."نمیگم ادم خوبیم....." یااون ارزوهایی که گفتی رو تو این چند روز تجربه کردم.....من هم تو این چند روز به این نتیجه رسیدم که ارزوهام همه با اون ارزوهایی که باید بکنم خیلی فاصله داره...من هم تو این چند روز به این نتیجه رسیده م که برای چی اومده ایم!!!...اخرش هم به همین نتیجه ایی رسیدم که تو رسیدی "مهم اینه که من با تو خوشم فقط به خاطر توئه که تغییر میکنم ...." به خدا این نتیجه رو نباید فراموش کنیم...چون همین فراموشی این خیلی چیزا رو از یادمون میبره....
خلق الله]
راستی من از حزب 79 باید شروع کنم
خلق الله]
اصلا یادم نبود این روز رو به شما تبریک بگم...عیدتون مبارک
خلق الله]
سلام خوش به حال ت و این حال خوشی که داری واقعا غبطه می خور م
مهدی]
"وقتی فکر میکنم هیچ رقمه تو مارک لوازم آرایش و گرفتن حق طلاق از شوهر آینده !، ! شو لباس ! و عوض کردن هفتگی گوشی موبایل و خیلی چیزای دیگه اصلا جا نمیشم ! " خیلی عجیب و جالبه ... تو این دوره و زمانه خیلی کم هستن آدم های مثل شما... خیلی خوشحالم که مثل دیگر هم دهه ای های ما سطحی نگر و مادی نیستین...
خدایا آرزوی این بچه رو برآورده کن!! ببینیم دیگه آرزوهاش چیه! بعدش هم نمی دونم چی بگم
hamid]
سلام نوشته قشنگی بود بذار برسم به این گل تازه رسیده از بهشت ... به قول حسن شما: دییییییییییییییییی
سلام نوای فراق
پشت کنکوری]
نه!/کاری به کار عشق ندارم/من هیچ چیز و هیچ کسی را/دیگر/در این زمانه دوست ندارم/انگار/این روزگار چشم ندارد من و تو را/یک روز/خوشحال و بی ملال ببیند/زیرا/هر چیز و هر کسی را/که دوست تر بداری/حتی اگر که یک نخ سیگار/...یا زهرمار باشد/ از تو دریغ می کند/پس من با همه وجودم/خودم را زدم به مردن/تا روزگار ، دیگر/کاری به کار من نداشته باشد/این شعر تازه را هم/...ناگفته می گذارم/...تا روزگار بو نبرد/ گفتم که!/کاری به کار عشق ندارم!!! آبجی خانم التماس دعا....
یقین]
السلام علیک یا ایتها المنتظره و رحمه الله و برکاته
محمد]
می خوام پست بعدی منفجر بشم! خواهش میکنم! غیره منتظره باشه! شگفت انگیز حال بده! تازه! نظره دوازدهم هم ماله من هست! البته ربطی نداره ! در کل یادت نره یا اشک یا خنده!!
hamid]
یه حرفی ته دلم بود گفتم بگم راحت بشم!! خیلی معذرت میخواما ولی شما یه جوری امام زمان رو صدا میزندید ! فرجش رو میخوایین که آدم میترسه! حالا چه اصراری هست! واقعا معذرت می خوام! به خدا تنم می لرزه موی تنم سیخ میشه آخرش یدفعه میگی! آدم فکر میکنه الانه که امام ظهور کنه والا ! من شخصا" هنوز امادگیش رو ندارم!! خیلی ببخشید ! 13 نحسه دیگه ...
hamid]
14 نظر در 14 هم اوریل 2008 برابر با دوشنبه 26 فروردین ماه 1378و اشک ...
hamid]