داشتم دو تا پست قبلی رو میخوندم دیدم وهه... چه تریپ غم و غصه ای راه انداخته ام اینجا ! هرکی بیاد فکر میکنه با یه آدم افسرده و گوشه گیر طرف هست !
نه به جان خودم !
ایراد از اینجاست ! یعنی ایراد که نه ! بذار بگم قصه چیه
من وقتی خیلی ناراحتم میام اینجا مینویسم ! آخه چند وقتی هست فقط این کار آرومم میکنه
دلم هم از خیلی چیز ها میگیره ! جهل همیشه داغونم میکن ، چه گریه دوستم به خاطر این که پلس پارک با رفیقش گرفتتش ، چه خوندن حرف های یه منکر خدا !
خیلی چیز ها بغض میاره تو گلوم... دیدن کودک آدامس فروش ،زنی که تمام سرمایش رو مامورین مترو مصادره میکنن ،شنیدن قصه طلاق یه زن غریبه ، درد و دل های یه مادر تو اتوبوس و خیلی چیزای دیگه
منم که میدونم همه مشکلات به دست کی حل میشه پناه می برم به خودش
خدایا ، مولای من همیشه وقتی پناهی جز تو ندارم پناهم باش
بگذریم اومدم اینجا که یکی از زیباترین داستان های زندگیم رو تعریف کنم
***********
مثل همیشه سر غروب رفتم تو حیاط وضو بگیرم اینجا بهار همیشه یه رنگ دیگه هست ! بابا اصلا به درخت ها نمیرسه ولی انگار این درخت ها مرامشون خیلی بیشتر از این حرف هاست !
درخت شاتوت همسایه تقریبا داره به کف حیات ما هم میرسه برگ هاش !!!!درخت انگور خودمون هم که امسال سنگ تموم گذاشته ! شاخه هاش تمام حیاط رو گرفتن
داشتم آسمون رو نگاه میکردم و هلال ماه و اولین ستاره ای که هنوز غروب نشده تو آسمون معلوم بود ...
هی خوردم به شاخه های انگور !
هر طرف که میرفتم فایده نداشت انگار وسط دستاش گیر کرده بودم ! انگار میخواست بلندم کنه ! میخواست بقلم کنه یه چیزی نشونم بده !
برگشتم یکیشون رو گرفتم تو دستم و گذاشتمش رو صورتم گفتم چی میگی ؟چی شده ؟
هیچی نگفت ! بوسیدمش ، نگاهش کردم ،اونم داشت منو نگاه میکرد
چه برگ های تمیزی داری ! وااای خدا چقدر قوره هات بزرگ شدن ! میخواستی اینا رو نشون بدی ؟
یهو یاد این افتادم که امسال بهار اینجا فقط یه بار بارون زده رو صورت من ! بهش گفتم
ببین تو که پاکی و هیچ گناهی نداری ! تمام عمرت هم تسبیح خدا رو گفتی این همه هم میوه داری ،اگه از خدا یه چیزی بخوای حتما بر آورده میشه ! بیا و یه چیزی از خدا بخواه ! دعا کن بارون بیاد !
هان ؟ دعا میکنی ؟
دیگه صدای اذان میومد !
...
اشهد ان لا اله الا الله
...
آروم رهاش کردم و رفتم .....
.
دیگه چیزی نمیگم اما ...
امروز اینجا یک ساعت و نیم بارون میومد
.
اللهم عجل لولیک الفرج