آخرین نوشته ها


تا کور شود هر آنکه نتواند دید

خدا ، من ، رمضان

دوستت دارم

کوچه پس کوچه ای خاکی ....

عشق است و آتش و خون

غرق رحمت

میخوام داد بزنم ...

آنچه تغیر نپذیرد تویی...

همه هست آرزويم که ببینم از تو رویی

بزن بارون بزن خیسم کن آبم کن ....

  دوستان

آجی خانوم
میلاد یکی کودک
حاجی
یک وحید
دفتر دفترخاطرات
مهدی 206
شاعرانه های آه دم
پیام گل سرخ
صدرا یک مجاهد
مرکز شهید آوینی
ساقي ميكده
باران رحمت  
عوالم خيال مهدي
لبیک
عمو الچه

آرشیو

September 2008
August 2008
July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006

 

 

      

تا حالا به دریا فکرکردی؟!؟!...بزرگترین و بی نهایت ترین مفهوم زندگی مادی ما ...بی کران...عظمت غروب کنار در یا مشخص میشه .


ولی همه ی دریا ها یه ساحل دارن یه جایی که دریا تموم میشه ....جایی بیرون از دریا ....خشکی....


تا حالا به حس قطره ها یا ماهی های کوچیک عمق دریا فکر کردی؟!؟!.....


تا حالا فکر کردی که ماهی ها دریا رو قشنگ تر میبینند یا ما ؟!؟!....


 تا حالا فکر کردی اگه دریا رو از قطره بگیرن چی میشه ؟!؟.....میدونی اونوقت دیگه آب نیست میشه قطره اشک ....آخه کمال قطره ها یعنی دریا ....


دریا برای ما خیلی قشنگه .پر از نعمت و مهربونی ....اصلا مثل یه پدر میمونه گاهی اینقدر آروم که دلت میخواد محکم خودت رو پرت کنی تو بقلش.....گاهی هم خشمگین طوری که باید ازش حساب ببری!!!...ولی این دریای ماست از بیرون .....


فکر میکنم تمام قطره هایی که تو خشکی یا بد تر از اون توی بیابون به زمین میرسند از دست دریا به خاطر کوچیک بودنش و به خاطر نامهربونی هاش شکایت دارند!!!!....


میگن یه دریای رحمت هم وجود داره .عبدالله انصاری میگه دریای رحمت الهی تنها دریایی هست که لب نداره ...یعنی بی نهایت واقعی ....من نمیدونم ما قراره ماهی باشیم یا قطره ولی من میخوام غرق بشم ....غرق غرق....اصلا میخوام بدون دریا معنی نشم


 

+ نوشته شده در  October 4, 2006 1:15 AM  توسط حمیده | نظرات (0)