آخرین نوشته ها


از رنجي كه ميبريم

متوکلم به عباس

ما عرفناک حق معرفتک

سلام عزیز دلم

از همون روز ازل...

والعصر

ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم

یه کلاغ رو سیاه

چشمانی پر از اشک

یدالله فوق ایدیهم

  دوستان

آجی خانوم
میلاد یکی کودک
یه برنامه نویس و دوست خوب
حاجی
رها یه دوست فوق العاده
دفتر دفترخاطرات
مهدی 206
امیر بادامچی
مرتضی هه دوست داشتنی
شاعرانه های آه دم
پیام گل سرخ
صدرا یک مجاهد
مرکز شهید آوینی
ساقي ميكده
باران رحمت  
عوالم خيال مهدي
لبیک
عمو الچه

آرشیو

February 2010
December 2009
November 2009
September 2009
August 2009
June 2009
April 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
September 2008
August 2008
July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006

 

 

      

وقتی گفت تمام بدنم داغ شد انگار از درون خالی شدم ولی این حس تکراری بود انگار شبیهش رو قبلا هم تجربه کرده بودم این دفعه خیلی آروم تر بود شاید علت اصلیش جمله ای بود که خدا بهم گفته بود
یدالله فوق ایدیهم
طرف معامله خدا بود نه کس دیگه ای مهم هم همینه ، شاید فشار زیاد باشه ولی من کم نمیارم اینم یه امتحان توکل دیگه هست . اولش با خدا شرط کردم که من این کار رو به خاطر تو میکنم حالا دیگه مهم نیست که طرف من چی برداشت کرد و چه اتفاقی افتاد
این جمله آخرشه ،آخر دلداری و هم دردی خدا با یه بنده
یدالله فوق ایدیهم
انگار بقلت کرده داره میگه غصه نخور من کنارت هستم هیچ کی نمیتونه تو رو اذیت کنه غصه نخور
حالا فکر کن وقتی نگرانی وقتی داغونی نا خود آگاه این جمله رو ببینی ...دیوانه کننده ست احساسی که پیدا میکنی
بگذریم ...
..
.
.
دو سه باری تا حالا گذارم افتاده به این نونوایی ! اگه بچه ها نباشن مامان نون تازه بخواد من میام
آخ اسماعیل اگه مامان بدونه چقدر با پول ها بازی میکنی و با همون دست ها نون میدی دست مردم ! عمرا دیگه دلش نون تازه نمیخواد من که خودم باسه این که مامان شک نکنه چشم هام رو میبندم و میخورم ! گواهی بهداشت همه رو زدن به دیوار ! پس مال تو کوش ؟ تو که مهم تری ! شایدم مهم نیستی ! تو رو از کجا آوردن ؟
این اسماعیل پول که میگیره اول نگاه میکنه ! وارسی میکنه اگه جاییش پاره بود چسب میزنه !!!! حالا چه پول هایی میرسه دستش بماند ! بعد نون برمیداره اونم وارسی میکنه سوختگی هاش رو میگیره میده تحویل مردم !!!!
از تشریح باقی مسوولیت هایی که داره معذورم !
.
.
من که رسیدم سر صف گفت دیگه به باقی نمیرسه ! وهه چه شانسی
سه تا نون تنوری گرفتم و اومدم !!! تو راه هزار تا فکر تو سرم بود ، چقدر کار تا عصر ...
- خلوت بود دختر
- آره
یه ده قدمی رفتم تا مغزم رسید به پردازش این که این پیرزن چی پرسید و من چی جواب دادم !
دوییدم دنبالش
- نه خلوت نیست یعنی اصلا الان دیگه نون نداره شما با این حالت داری میری !
.....
یه دونه نون تو دستمه ، بازم با کلی فکر...
ده قدم ! همیشه اینقدر پردازش طول میکشه ؟ همیشه میشه برگشت ؟ همیشه بعد ده قدم خیلی دیر نیست ؟ اگه باشه چی ؟ پس من حواسم کجا بود ؟ نکنه خیلی وقت ها نفهمم !
خدا کنه همیشه راه برگشت و جبران باشه ! ولی مطمئنم که همیشه نیست
.
اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  February 8, 2009 11:06 AM  توسط حمیده | نظرات (10)

به خدا این سه چهار جمله اخر حرف دل من هم هست....یه بار دم اذون بود که می خواستم برم مسجد . وقتی دم مسجد رسیدم نماز رو بسته بودند من زودی میخواستم برم تا به رکوع امام جماعت برسم که یهو یه نفر غریبه که مال شهر ما نبود از من پرسید وضوخونه کجاست...من هم که عجله داشتم گفتم برو جلو ، بپیچ دست چب ، برو جلو. بعدش هم زودی از اونجا رفتم تو مسجد که رفتم و نماز رو بستم به خودم گفتم این چه ادرسی بود که به اونا دادم......... واقعا من حواسم کجا بود؟ چرا بعضی وقتا این قدر پردازش طول میکشه.... شاید به خاطر اینه که فراموشکاریم...به نظر شما به خاطر این نیست؟؟؟؟
آما]
کاش یه طوری میشد که هیچ وقت خدا رو فراموش نکنیم.
فراموشکار]
ایولا.بابا تو که کولاک کردی!خیلی عالی بود...احسنت.... التماس دعا داریم همچنان....
یقین]
طبق معمول زیبا و خواندنی....
چه]
سلام علیکم: الحمدالله ماهی دیگر هم از راه رسید و برایم بهانه ای شد تا یکی دیگر از خاطرات شهید عبدالحمید را بازنگری کنم. امیدوارم که همه شیعیان به درجه رفیع "اخلاص"دست یابند،آمین... من الله التوفیق. التماس دعا...
به انتظار تو دل پیر شد نمی ایی؟ و روز امدنت دیر شد نمی ایی؟ هزار بار به دل اب پاشیدم هزار مرته تبخیر شد نمی ایی؟
یابن الحسن روحی فداک]
خیلی دلنشین بود.
مصطفی]
نون رو به پیرزن دادی ... اسماعیل کیه؟؟؟
شهادت حضرت محمد ص ،امام حسن مجتبی ع و امام رضا رو به همه اهالی تسلیت میگم.
ama]
سلام. بالاخره نوروز هم اومد....دوست دارم اولین کسی باشم که عید رو بهت تبریک میگه....عیدت مبارک
اما]