آخرین نوشته ها


ما عرفناک حق معرفتک

سلام عزیز دلم

از همون روز ازل...

والعصر

ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم

یه کلاغ رو سیاه

چشمانی پر از اشک

یدالله فوق ایدیهم

من با توام ، تنهای تنها ...

سرگرم زندگی

  دوستان

آجی خانوم
میلاد یکی کودک
یه برنامه نویس و دوست خوب
حاجی
رها یه دوست فوق العاده
دفتر دفترخاطرات
مهدی 206
امیر بادامچی
مرتضی هه دوست داشتنی
شاعرانه های آه دم
پیام گل سرخ
صدرا یک مجاهد
مرکز شهید آوینی
ساقي ميكده
باران رحمت  
عوالم خيال مهدي
لبیک
عمو الچه

آرشیو

November 2009
September 2009
August 2009
June 2009
April 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
September 2008
August 2008
July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006

 

 

      

نمیدونم میشه اسمش رو زندگی گذاشت یا نه ؟ میشه ؟
آخه یکی نیست بگه دختر خب مثل آدم زندگی کن این چه وضعیه ، بالاخره یا اینور یا اونور تو چرا با همه دعوا داری
.
.
.
-آخه باید حقش رو گذاشت کف دستش ، اینا آدم نیستن کم مونده بیاد فحش بده به مقدسات !
- به خدا تو مقدسات رو درست نفهمیدی ! ولش کن بذار زندگیش رو بکنه
- ااا پس فردا میاد سوارمون هم بشه
- یعنی چی ؟ بابا سر پیغمبر خدا هم خاکستر ریختن تازه اون پیغمبر بود و اشتباه نداشت ما که خودمون سر تا پا اشتباهیم
- اصلا تو موضع خودت رو مشخص کن اینوری هستی یا اونوری ؟
.
- تو حالیت نیست احمق عقب مونده !
- برادر من دارم حرف علمی میزنم ! چرا میپیچونی ؟...
- برو ، برو بشین تا آقات بیاد بعد 1400 سال ! ههه ههه
- توهین به مقدسات آدم ها تو هر مکتبی نهی شده شما که داری شعار آزادی میدی اینطور حرف زدن زشت تر هم هست !
- مقدسات آدم ها شما ها که آدم نیستین !!!!
.
اینوری یا اونوری ؟ آدم باید چقدر چیز باشه که هر دو طرفی بخوره !
واقعا چرا من آبم با خیلی ها ، هم اینوری هم اونوری تو یه جوب نمیره ؟
بعضی وقت ها بدجور احساس تنهایی میکنم ، نمیگم من حق رو پیدا کردم نه ولی مطمئنم که هرجا حق رو فهمیدم کنارش بودم نه روبه روش فرقی هم نداشت کدوم طرف باشه
از آدم هایی که چشم هاشون رو میبندن و فکر میکنن فقط خودشون میفهمن تو ذهنشون پر شده از شعار
یا با من هست و میفهمه ! یا نیست پس نمیفهمه
بدم میاد
کی میخوایم فکر کردن رو یاد بگیریم ؟
کی ؟ داره دیر میشه به خدا !
تنها آرزوم آمدن تو هست
تنها امیدم
تنها راه نجاتم ، تنها راه نجاتمون
من تو رو فراموش نمیکنم
من اون لحظه رو یادم نمیره
من اون لبخند رو میخوام
حتی اگه تو کل دنیا تنهایی منتظرت باشم
اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  January 28, 2009 9:48 AM  توسط حمیده | نظرات (4)

امشب تو مسجد قران سوره قصص میخوندند. اخرین ایه که خوندند این بود....ان وعدالله حق و اکثرهم لا یعلمون. به نظرمن برای اینجور ادم ها باید این ایه رو بخونند و بزارند کف دستشون تا ادم بشند. البته اگه از بعد ادمیت زیاد فاصله نداشته باشند....وقتی خدا وعده بدهد محققا به وعدش عمل میکنه....به این ادمها باید بگیم تو فعلا بر عقیدت باش تا بعد ....
اما]
همواره موفق باشد
اما]
خاکستر ریختند و ساکت موند اما بعضی وقتها فحش دادن و شلاق باید می خوردند شرایط فرق داشت
دیشب با یکی از دوستان رفته بودیم هواخوری بعد از امتحانات. وسطای مراسم بستنی خورون بود که گفت دوست دارم برم توی یه بیابون اینقدر فحش بدم تا سیر بشم. البته میدونم ربطی به متن نداشت. گفتی فحش یاد اون افتادم. داشتم فکر می کردم حق المطالعه وبلاگ حداقل یه دونه کامنته! آره؟
مصطفی]