آخرین نوشته ها


از رنجي كه ميبريم

متوکلم به عباس

ما عرفناک حق معرفتک

سلام عزیز دلم

از همون روز ازل...

والعصر

ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم

یه کلاغ رو سیاه

چشمانی پر از اشک

یدالله فوق ایدیهم

  دوستان

آجی خانوم
میلاد یکی کودک
یه برنامه نویس و دوست خوب
حاجی
رها یه دوست فوق العاده
دفتر دفترخاطرات
مهدی 206
امیر بادامچی
مرتضی هه دوست داشتنی
شاعرانه های آه دم
پیام گل سرخ
صدرا یک مجاهد
مرکز شهید آوینی
ساقي ميكده
باران رحمت  
عوالم خيال مهدي
لبیک
عمو الچه

آرشیو

February 2010
December 2009
November 2009
September 2009
August 2009
June 2009
April 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
September 2008
August 2008
July 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006

 

 

      

کاش می شد سکوت غریبانه نیلوفر های اسیر مرداب را شکست
کاش می شد صحبت های گل با پروانه را فهمید
کاش می شد حس قطره شمع آب شده را پرسید
کاش می شد بیشتر زیبایی ها را دانست
کاش می شد صدای سکوت مادران داغدار را با نغمه های شادی جا به جا کرد
اگر تو بودی! ،اگر تو بیای!،اگر تو باشی میشه
اگه تو بیای دیگه همه زیبایی ها معنی میشن
اگه تو بیای میشه فهمید ذوب شدن شمع یعنی چی
اگه تو بیای دیگه هیچ دیوی نیست تا مادران رو داغدار کنه
اگه تو بیای دیگه هیچ کس سر دو راهی حق و باطل نمیمونه
و هیچ دیوی جرات این که لباس فرشته ها رو بپوشه پیدا نمیکنه
اگه تو بیای شاید دیگه من همیشه تو تنهایی هام یه غم نداشته باشم که دلیل اشک هام بشه
بیا ....باور کن تحمل غربت جمعه ها دیگه خیلی سخت شده
باور کن تحمل حتی یه لحظه دوریت سخت شده
باور کن دیگه خسته شدم از همه جا گشتن و هیچ جا ندیدن
بیا که آخرین برگ منی
آرزوی لحظه ی مرگ منی

+ نوشته شده در  September 8, 2006 8:05 PM  توسط حمیده | نظرات (0)